حسن حسن زاده آملى

281

نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى)

اذيت مى بيند و باز عود مىكند ، يا حفظ خيالى نداشته باشد كه صورت ملموسه موذيه را حفظ كند چون خيال نباشد . و نيز جناب استاد مرحوم علامه شعرانى در شرح تجريد فرمايد : و شايد بعضى حيوانات قوه خيال نداشته باشند و صورتها را حفظ نكنند چنان كه حشرات مانند پروانه و زنبور چون روشنى بينند به گمان آنكه راهى به بيرون است خود را بان ميزنند و بسا شيشه مانع باشد يا آتش و راه نيابند اما مأيوس نميشوند و در حافظه آنها نميماند كه مانعى در ميان است اما خروس چون مثال خود را در آئينه بيند ابتدا بستيزه جوئى حمله مىكند اما مانع مى بيند در حافظه اش ميماند و پس از تكرار مأيوس مىشود . سپس متأله سبزوارى بعد از عبارت فوق فرموده است : پس ببين كه اگر و هم و خيال يا هر يك از قوتهاى دگر نبودى نظام عالم مختل بودى و دوست و دشمن را تميز ندادى و خود را بمهالك انداختى و اين مهابتى كه در وجودش و طيور انسان دارد كه گويا رب الجنس است چنان كه انسان كامل خليفة الله گويا رب النوع است نبودى و از وى نرميدندى و وقع ما وقع ، و اگر و هم ادراك محبت جزئيه و سرور جزئى نكردى صور متخيله مناسب آنها در خيال رسم نشدى و بلهو و لعب دنيا مشغول نشدى و دنيا معمور نشدى چه دنيا را اهلش معمور دارند ، و اگر خيال نبودى صور منافع و مضار محسوسه محفوظه در خيال نماندى و هيچ جاندار ره به بنيان و حجر و آشيان نبردى المنة لله . از دست و زبان كه بر آيد كز عهده شكرش بدر آيد تبصره : نكته 634 هزار و يك نكته در اين مبحث راجع به قوه مصوره و قوه خيال بسيار مفيد است و آن اين كه : « قوه خيال را در كتب طب ، قوه مصوره مى نامند . و به همين اسم در كتب فلسفه انتقال يافته است و با قوه مصوره نقشبند كه در كتب